هیچچیز جلو نمیره، فقط روزها رد میشن. یه کشور ایستاده… و مردمی که بین امید و تردید معلق موندن. هیچچیز جلو نمیرود. نه آنطور که باید. نه آنطور که انتظارش را داشتیم. روزها یکییکی از تقویم جدا میشوند، اما حس پیشرفت، حس حرکت، حس رسیدن… گم شده است. انگار زمان میگذرد، اما زندگی نمیگذرد. صبح میشود، کارها انجام میشود، جلسهها برگزار میشود، خریدها انجام میشود، شب میشود و دوباره فردا. یک چرخهی تکراری که در ظاهر جاری است، اما در باطن، ایستاده.
برچسب:
نویسنده: حمید رستگار
تاريخ: يکشنبه
18 مرداد
1405 ساعت: 21:45